روز پاییزی ی میلاد تو در یا دم هست

روز پاییزی ی میلاد تو در یا دم هست
روز خاکستری ی سرد سفر یادت نیست
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماند ن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی ی فاصله ها نیز به یادت مانده ست
نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست
یادم هسسسسست ، یادت نیست
دیدگاه ها (۱)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

🦢 پارت بیست‌ودوم | فاصلهصبح، فضای خانه عجیب ساکت بود.لیانا س...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

White Lotus | Part 27دو هفته بعد...روز رفتن سوآ رسید.فرودگاه...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط