s2_p11

...خب حالا چرا داد میزنی ...ببخشید_
...نکن...دستتو به من نزن +
...نکن دستتو به من نزن_
...ادامووو در نیاررررر...+
...اداموووو در نیار_
..جونگکوکک نکن+
..جونگکوک...نکنن_
...به جه+
خیلی حریص خودشو روم انداخت و لبامو به دندون
...گرفت و خیلی محکم بوسیدم جوری که لبم خون اومد
....آخیش_
+.....
به سرعت برق و باد رو پاش نشستم و لباشو محکم تر
...گاز گرفتم
.بقیشو بریم تو اتاق ؟ ...._
!لازم نکردهه بیجنبه+
راحتی رو پای من..؟_
..اومدم بشینم رو مبل که از پهلو هام نگهم داشت
...بشین شوخی کردم_
...نه برم دیگه+
....بشیین_
دستت چی شد؟
هری ادکلنتو شکونده بود...اومدیم باهم جمع کنیم شیشه+
....رفت تو دستم
توله سگ...گفتم تو اتاقم بوی چی میادا....االن دستت_
خوبه؟ ..بریم بخیه بزنیم؟
...نه نمیخواد+
نه...خوب شد. ..اون لوس بازیات چی بود؟ ...سر +
....شام..من دیگه شام نمیخورم
هیچی )لبخند ( ...._
..چرا؟ +
...نه هیچی_
...واسه بچه ها تعریف نکردی کتک خوردی؟ .....+
....ات میکنمتا...منو روانی نکن_
....خخخخخ+
.!زهر مار_
....جونگکوک بیا#
....ترسیدم و برگشتم
...دیدم هاناس
..چیه؟ ...._
....بیا#
...باشه....ات االن میام_
...جونگکوک رفت
چنگی به موهام زدم...اخه گناهم چی بوددد که این یه زن دیگه میگرفت
دیدگاه ها (۰)

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

Playmate _p²³

☆رانداخر☆part20ات: از اتاق زدم بیرون...... داشتم میرفتم که ج...

پارت 24ویو اتدیدم جونگکوک اومد پایین خیلی جذاب شده بود ای کا...

ارمان عشق و نفرت پارت 5صبح شد آت خیلی درد داشت کوک رفت غذا پ...

پارت چهارم عشق بیمار من

پارت ۲۰

سناریو بی تی اس درخواستی یکم چیزه دیگه گفتم بدونیدبی جنبه نخ...

#وقتی_رئیست_تبدیل_ب_ددیت_میشه #part_21ویو ات دیدم شروع کرد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط