این اولین باری بود که رفتم تو اتاقمو از ته دلم گریه کردم.

این اولین باری بود که رفتم تو اتاقمو از ته دلم گریه کردم...
دیگه خسته شدم...
من ب امید این روز دارم زندگی میکنم!!!
نفسم گرفته
چشام تار میبینه ازبس گریه کردم
صدام گرفته از بس جیغ زدم
خدایا ................
خودت میدونی
دیدگاه ها (۴)

خب اینم ترند بانو [ @lee.nono ] ☆ یعنی ببین ... من سر این پا...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

.......//برده ی زیبا//.......

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part2چشام گرد شد ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part با لبخند به سمت ع...

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

استاد من۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط