~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~
~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~
Part ²³
~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
با نوری که به چشمام میخورد بیدار شدم که به دفعه زیره دلم تیر کشید و ناله به کوتاه کردم اشک جمع شد تو چشام نگاهی به دورو برم کردم دیدم بغل کوک اونم لختتتتتتتت
وای خدااا
که نگاهی به تخت کردم خونی بود یعنی چی اون دخترونگیمو گرفت نه امکان ندارد نه
نه نه خواب همش
دیدم که جونگکوک بیدار شد نگاهی بهم کرد و گفت
- صبح بخیر قلبم
آروم از رو تخت. بلند شدم و لب زدم
+(با صدای لرزون و گریه) تو تو .تو... دخترونگیمو ازم گرفتی کوک .....
کوک که هنو دو هزاریش نیوفته بود بلند شد خواست بیاد ستم لب زدم
+نیا سمتم لطفاً نیا
-هی ا/ت آروم باش هیسسسس چیشده
+ تووو تویی عوضی توی حرومزاده تو دخترونگیمو ازم گرفتی کوک میفهمی دخترونگیمو من ...... من بهت اعتماد کرده بودم تو جور.....
اومد سمتم و منو گرفت بغلش افتادم زمین و گریه کردم هق هق هام زیاد شد
بدنم میلرزید که لب زد
- متاسفم دخترکم ببخشید (بغض)
چی اون....
بغض کرده
نههههه
نباید بزارم ناراحت شه
+هی کوک (صورتشو گرفتم دستم)
صداش کردم ولی سرش پایین بود و گریه میکرد اشک هامو پاک کردم
+ کوک لطفاً گریه نکن پسرکم
(ویو کوک)
واقعا ناراحت شدم چرا ....
چرا اینکارو باهاش کردم چرا
چرا بی جنبه بازی در آوردم
کاش بمیرم
که دخترکم لب زدم
+ کوک لطفاً گریه نکن پسرکم
چی اون منو
«پسرکم»
آروم سرم آوردم بالا تو چشاش نگاه کردم منو به اغوشش گرفتم و لب زد
+ ببخشید بابت اون حرف هام متاسفم پسرکم هوم گریه نکن دیگه
من چرا نه قلبم نه الان نه
سیاهـــــــی
(ویو ا/ت)
تو بغلم گرفته بودمش که یه دفعه بی هوش شد چی
نه اروم اشک هام سرازیر شدن
آروم پاشدم و لباسمو سریع عوض کردم و با همون صورت رفتم سمت اتاق ته
رسیدم سمت در اتاق ته تند در زدم که لب زد
(یاد آوری - جونگکوک +ا/ت & تهیونگ = یونا)
& بله
+ ته منم ل.. ل. لطفاً در و باز کن
که در با شتاب باز شد چهره ی نگران ته و دیدم که لب زد
& چیشدع ا/ت چرا گری....
+ته کوک.. اون بی هو.. بی..هوش شده
& چیییییییی کجاسسسسستتت
+ تو اتاق ته لطفاً کمک کن
&ا/ت اون قلبش خیلی ضعیفه
چی نه مننن
افتادم زمین ته رفت پیش کوک
و نمیدونم چی شد از حال رفتم
سیاهی
(چیبگم والا)
(ویو تهیونگ)
سریع رفتم راسته کوک اون قلبش ضعیفه خیلی
رسیدم جلو در دیدم همون جوری افتاده زمین حالش اصلا خوب نبود و این خیلی بد بود رفتم بلندش کردم و سوار ماشین کردمش و سریع رفتم بیمارستان
/ویو ۴۰ دقیقه بعد/
رسیدم بیمارستان سریع دکتر و صدا زدم
& دکتر لطفاً کمکش کن بی هوش شده اون قلبش خیلی ضعیفه
👨🏻⚕️: بزاریدش رو برانکارد
کوک و گذاشتم رو برانکارد و بردنش بی قرار بودم چرا
چون به مامان قول داده بودم چیزیش نشهه
قلبم درد میکرد
که یادم اومد ا/ت خونس و حالش خیلی بد بود سریع زنگ زدم جیمین اون تنها رفیقمه
___ مکالمهی جیمین و ته__
& جیمین الووووووو
@ بله چیشدع چرا نفس نفس میزنی هیونگ
& جیمین برو سریع عمارت ا/ت
همین کافی بود که اسمش بیاد که سریع قطع کنه
(ویو جیمین)
بایدخودمو سریع میرسوندم عمارت ته ا/ت حالش خوب نبود و کوک بیمارستان بود و ته هم همین طور
سریع سوار ماشین شدم و رفتم عمارت
سریع دوییدم به بالا همه جا رو گشتم نبود که ....
دیدم جلوی اتاق ته افتاده زمین رنگ پوستش سفید بود مث گچ
سریع رفتم سمت و لب زدم
@هیییی ا/ت بلندشو منم جیمین ا/تتتتتت
من عاشق این دختر بودم ولی نه برای من نی ولی خب مث داداششم
سریع بلندش کردم و بردم بیمارستان
/ویو ۴۰ دقیقه بعد/
رسیدم بیمارستان سریع در و باز کردم که ته و دیدم اومد سمت و ا/ ت و که دید سریع گرفتنش و لب زد
& چیییی تو نه لطفاً وایییی دکتررررررررر
ادامه دارد
Part ²³
~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
با نوری که به چشمام میخورد بیدار شدم که به دفعه زیره دلم تیر کشید و ناله به کوتاه کردم اشک جمع شد تو چشام نگاهی به دورو برم کردم دیدم بغل کوک اونم لختتتتتتتت
وای خدااا
که نگاهی به تخت کردم خونی بود یعنی چی اون دخترونگیمو گرفت نه امکان ندارد نه
نه نه خواب همش
دیدم که جونگکوک بیدار شد نگاهی بهم کرد و گفت
- صبح بخیر قلبم
آروم از رو تخت. بلند شدم و لب زدم
+(با صدای لرزون و گریه) تو تو .تو... دخترونگیمو ازم گرفتی کوک .....
کوک که هنو دو هزاریش نیوفته بود بلند شد خواست بیاد ستم لب زدم
+نیا سمتم لطفاً نیا
-هی ا/ت آروم باش هیسسسس چیشده
+ تووو تویی عوضی توی حرومزاده تو دخترونگیمو ازم گرفتی کوک میفهمی دخترونگیمو من ...... من بهت اعتماد کرده بودم تو جور.....
اومد سمتم و منو گرفت بغلش افتادم زمین و گریه کردم هق هق هام زیاد شد
بدنم میلرزید که لب زد
- متاسفم دخترکم ببخشید (بغض)
چی اون....
بغض کرده
نههههه
نباید بزارم ناراحت شه
+هی کوک (صورتشو گرفتم دستم)
صداش کردم ولی سرش پایین بود و گریه میکرد اشک هامو پاک کردم
+ کوک لطفاً گریه نکن پسرکم
(ویو کوک)
واقعا ناراحت شدم چرا ....
چرا اینکارو باهاش کردم چرا
چرا بی جنبه بازی در آوردم
کاش بمیرم
که دخترکم لب زدم
+ کوک لطفاً گریه نکن پسرکم
چی اون منو
«پسرکم»
آروم سرم آوردم بالا تو چشاش نگاه کردم منو به اغوشش گرفتم و لب زد
+ ببخشید بابت اون حرف هام متاسفم پسرکم هوم گریه نکن دیگه
من چرا نه قلبم نه الان نه
سیاهـــــــی
(ویو ا/ت)
تو بغلم گرفته بودمش که یه دفعه بی هوش شد چی
نه اروم اشک هام سرازیر شدن
آروم پاشدم و لباسمو سریع عوض کردم و با همون صورت رفتم سمت اتاق ته
رسیدم سمت در اتاق ته تند در زدم که لب زد
(یاد آوری - جونگکوک +ا/ت & تهیونگ = یونا)
& بله
+ ته منم ل.. ل. لطفاً در و باز کن
که در با شتاب باز شد چهره ی نگران ته و دیدم که لب زد
& چیشدع ا/ت چرا گری....
+ته کوک.. اون بی هو.. بی..هوش شده
& چیییییییی کجاسسسسستتت
+ تو اتاق ته لطفاً کمک کن
&ا/ت اون قلبش خیلی ضعیفه
چی نه مننن
افتادم زمین ته رفت پیش کوک
و نمیدونم چی شد از حال رفتم
سیاهی
(چیبگم والا)
(ویو تهیونگ)
سریع رفتم راسته کوک اون قلبش ضعیفه خیلی
رسیدم جلو در دیدم همون جوری افتاده زمین حالش اصلا خوب نبود و این خیلی بد بود رفتم بلندش کردم و سوار ماشین کردمش و سریع رفتم بیمارستان
/ویو ۴۰ دقیقه بعد/
رسیدم بیمارستان سریع دکتر و صدا زدم
& دکتر لطفاً کمکش کن بی هوش شده اون قلبش خیلی ضعیفه
👨🏻⚕️: بزاریدش رو برانکارد
کوک و گذاشتم رو برانکارد و بردنش بی قرار بودم چرا
چون به مامان قول داده بودم چیزیش نشهه
قلبم درد میکرد
که یادم اومد ا/ت خونس و حالش خیلی بد بود سریع زنگ زدم جیمین اون تنها رفیقمه
___ مکالمهی جیمین و ته__
& جیمین الووووووو
@ بله چیشدع چرا نفس نفس میزنی هیونگ
& جیمین برو سریع عمارت ا/ت
همین کافی بود که اسمش بیاد که سریع قطع کنه
(ویو جیمین)
بایدخودمو سریع میرسوندم عمارت ته ا/ت حالش خوب نبود و کوک بیمارستان بود و ته هم همین طور
سریع سوار ماشین شدم و رفتم عمارت
سریع دوییدم به بالا همه جا رو گشتم نبود که ....
دیدم جلوی اتاق ته افتاده زمین رنگ پوستش سفید بود مث گچ
سریع رفتم سمت و لب زدم
@هیییی ا/ت بلندشو منم جیمین ا/تتتتتت
من عاشق این دختر بودم ولی نه برای من نی ولی خب مث داداششم
سریع بلندش کردم و بردم بیمارستان
/ویو ۴۰ دقیقه بعد/
رسیدم بیمارستان سریع در و باز کردم که ته و دیدم اومد سمت و ا/ ت و که دید سریع گرفتنش و لب زد
& چیییی تو نه لطفاً وایییی دکتررررررررر
ادامه دارد
- ۴۲۹
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط