آنالی داشتم از اتاق بیرون میرفتم که با صدای ملین که از کتابخونه میومد ...
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟓
آنالی: داشتم از اتاق بیرون میرفتم که با صدای ملین که از کتابخونه میومد متوقف شدم.
آروم به سمت کتابخونه رفتم و گوشمو روی در کتابخونه گذاشتم که یکدفعه هانا صدام کرد.
هانا:آنا اونجا چیکار میکنی زود تر بیا!
آنالی:باشه الان.
شاید کار خصوصی داره نباید بهشون گوش بدم.
نفس عمیقی کشیدم و به سمت حیاط عمارت رفتم.
ویو جونگ کوک
سیگارمو آروم روی لبام گذاشتم و پوک عمیقی از سیگار کشیدم.
کوک:خب چی میخوای؟
ملین:ازت یه درخواست دارم.
کوک:چه درخواستی.
ملین:چند وقت پیش موقعی که آنالی رو اینجا آوردی دوستتون تهیونگ چندباری اینجا اومد و درباره آنالی پرسید.
حدود یه هفته پیش بهم گفت که برم خونش وقتی که رفتم ازم خواست که مدارک شرکتتون رو بردارم و و کاری کنم که فکر کنید کار آنالیه تا اونو از خونه بیرون کنید.
ولی من قبول نکردم همون جا از سر عصبانیت بهم تجاوز کرد و من الان ازش حاملم.
ازتون میخوام که منو مخفی کنید درسته درحق آنالی بدی کردم ولی اگه منو پیدا کنه هم خودمو میکشه هم بچمو.
کوک:هه فکر کردی به توئه جنده کمک میکنم.(پوزخند
ملین:آروم روی زانو هام نشستم و شروع کردم به التماس کردن.
ملین:ازت خواهش میکنم هق لطفاً این بچه گناهی نکرده لطفاً هرکاری بخوای میکنم فقط منو بچمو مخفی کن(گریه
کوک:هوففف برای من اشک تمساح نریز.
ملین:لطفاً کمکم کن منم بهت میگم که تهیونگ میخواد چیکار کنه(گریه
کوک:تهیونگ.
ملین:اون اون گفت که به این راحتیا بیخیال آنالی نمیشه و هرکاری میکنه که اونو مال خودش کنه.
ادامه دارد...............∆
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟓
آنالی: داشتم از اتاق بیرون میرفتم که با صدای ملین که از کتابخونه میومد متوقف شدم.
آروم به سمت کتابخونه رفتم و گوشمو روی در کتابخونه گذاشتم که یکدفعه هانا صدام کرد.
هانا:آنا اونجا چیکار میکنی زود تر بیا!
آنالی:باشه الان.
شاید کار خصوصی داره نباید بهشون گوش بدم.
نفس عمیقی کشیدم و به سمت حیاط عمارت رفتم.
ویو جونگ کوک
سیگارمو آروم روی لبام گذاشتم و پوک عمیقی از سیگار کشیدم.
کوک:خب چی میخوای؟
ملین:ازت یه درخواست دارم.
کوک:چه درخواستی.
ملین:چند وقت پیش موقعی که آنالی رو اینجا آوردی دوستتون تهیونگ چندباری اینجا اومد و درباره آنالی پرسید.
حدود یه هفته پیش بهم گفت که برم خونش وقتی که رفتم ازم خواست که مدارک شرکتتون رو بردارم و و کاری کنم که فکر کنید کار آنالیه تا اونو از خونه بیرون کنید.
ولی من قبول نکردم همون جا از سر عصبانیت بهم تجاوز کرد و من الان ازش حاملم.
ازتون میخوام که منو مخفی کنید درسته درحق آنالی بدی کردم ولی اگه منو پیدا کنه هم خودمو میکشه هم بچمو.
کوک:هه فکر کردی به توئه جنده کمک میکنم.(پوزخند
ملین:آروم روی زانو هام نشستم و شروع کردم به التماس کردن.
ملین:ازت خواهش میکنم هق لطفاً این بچه گناهی نکرده لطفاً هرکاری بخوای میکنم فقط منو بچمو مخفی کن(گریه
کوک:هوففف برای من اشک تمساح نریز.
ملین:لطفاً کمکم کن منم بهت میگم که تهیونگ میخواد چیکار کنه(گریه
کوک:تهیونگ.
ملین:اون اون گفت که به این راحتیا بیخیال آنالی نمیشه و هرکاری میکنه که اونو مال خودش کنه.
ادامه دارد...............∆
- ۱۰.۹k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط