من دیوونه بودم واقعا دیوونه بودم

من دیوونه بودم واقعا دیوونه بودم
هنوزم هستم
هنوزم تمام اتاق رو غلت میزنم و مینویسم
بعدشم یهو به خودم میام و میبینم زل زدم به یه نقطه و یادم رفته دارم مینویسم
اما میدونی مشکل کجاست؟
اینکه یهو میپری وسط افکارم و میگی از من بنویس
و باز از تو مینویسم
مث الان
ببین بازم هستی
ببین آخر متنم تویی
یعنی فکر میکنی همیشه تا آخر هستی؟
کاش الان اینجا بودی
کاش بودی
کاش بودی
کاش بودی
کاش باشی
برای من
برای منِ دیوانه
برای منی که گریه میکنم به خاطر نبودنت
و تو هیچوقت نمیفهمی برای تو گریه کردم.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
دیدگاه ها (۱۴)

رمان مافیایی کوکی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:18دستاشو کشید رو صورتش و...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.4کوک:همین الان*بلندا.ت:باشهو رفت ب...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

@nphotography

قسمت ۸(بخش دو)

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط