The unwanted roommate

The unwanted roommate
__________________________

ویو جئون جونگ کوک:

هوفففففف مجبور بودم نمیتونستم بخاطر یه فکر نادرست تو سرش از دستش بدم که با داد هانا به خودم اومدم

☆«این چه کاری بود کردی»

_«چیزی نیست هانا قضیش طولانیه»

☆«غلط کردی که طولانیه اصن به چه حقی سر دختر مردم داد زدی»»

_«هانا اون صمیمی ترین دوستمه خو دم باهاش حرف میزنم»

یهو دیدم هانا از اتاق رفت بیرون

ویو کیم هانا:

نمیتونستم ببینم یه دختر اینجوری خورد بشه (🫠) بخاطر همین در زدم و وارد اتاقش شدم نه برای اینکه بفهمم چی شده بخاطر اینکه دلداریش بدم

ویو پارک یورین:
رو صندلی نشسته بودم نه گریه هیچی نمیکردم فقط............ تو شک بودم که با صدای باز شدن در از افکارم بیرون اومدم اون دختره بود

☆«امممم سلام»

+«کاری داشتین»

☆«نه فقط اومده بودم باهات حرف بزنم»

+«ممنون لازم نیست الانم میتونین برید»

☆«ببین من واقعا تازه اومدم تو این شرکت استخدام شم هیچی نمیدونم............... بخاطر من دعوا کردین؟»

+«با حرفش زبونم بود اومد چی یعنی این تو این شرکت استخدام شدهههههه»

☆«حالتون خوبه»

+«به شما ربطی نداره»

☆«ببین من واقعا دلم نمیخواد بین شما جدایی بنداز.......»

+«گفتم چیزی بین من و کوک نیست که توش جدایی بندازی»

☆«باشه عزیزم بعدا باهم حرف میزنیم (رفت)»

هوفففففف (چقد هوف هوف میکنننن) شاید حق با اون باشه من مشکلی با دختره ندارم فقط..................... میترسم کوک منو بخاطر دوست بچگیش فراموش کنه...... که ناگهان در باز شد و یکی با عجله وارد شد.................

دخترا این پارت 9 بود همونطور که گفتم قراره از پارت 10 شرط ها شروع شه
میخوام برا شرط پارت 11 تعداد فالوورا 100 نفر شه 😈🙂‍↕️🙂‍↕️😁✨🎀🍓🐢
بوس بهتون بای.......
دیدگاه ها (۱)

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

The unwanted Roommate _________________________ویو جئون جونگ...

آت :شوخی کردم باهات هانا :مگه نمی‌بینی قلب من ضعیفه آت: بله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط