حدس می‌زنم
که خواهی گریخت
التماس نمی‌کنم
از پی‌ات نمی‌دوم
اما صدایت را در من جا بگذار

می‌دانم
که از من دل می‌کنی
راهت را نمی‌بندم
اما عطر موهایت را در من جا بگذار

می‌دانم
که از من جدا خواهی شد
خیلی ویران نمی‌شوم
از پا نمی‌افتم
اما رنگت را در من جا بگذار

احساس می‌کنم
تباه خواهی شد
و من خیلی غمگین می‌شوم
اما گرمایت را در من جا بگذار

فرقش را با حالا می‌دانم
که فراموشم خواهی کرد
و من
اقیانوسی خواهم شد سیاه و غم‌انگیز
اما طعم بودنت را در من جا بگذار

هر طور شده خواهی رفت
و من حق ندارم که تو را نگه دارم
اما خودت را در من جا بگذار
#عزیز_نسین
دیدگاه ها (۴)

من پشت خط فاجعهعاشـق شدمنه تو... #افشین_یداللهی

کاش می‌شد آدماندوه را از پنجره بیرون بریزد... #کافکا

‌گفتندچه سان است عشق توتویی که پیکرت برف است واویی که چشمش آ...

‌عشــق تومانند پـروانه‌اے زیباست در دستانمڪه آرامـش رو همــر...

پارت یک نفرتی به نام عشق چشم‌هایم را باز می‌کنم و چند لحظه ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

ای رهبر عزیزم،نمی‌دانم چگونه واژه‌ها را کنار هم بچینم تا سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط