چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟

چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟
چگونه اشک بریزم بدون دستانت؟
چقدر دیده به در، باز منتظر باشم؟
چگونه صبح شود شامگاه هجرانت؟
چقدر از تو بگویم دلم شود آرام؟
چگونه غم نخورد دل، شود بقربانت؟
چقدر از تو برای تو قصّه بنویسم؟
چگونه قلب مرا میکنی پریشانت؟
چقدر ثانیه ها را دوباره بشمارم؟
چگونه ساعت عمرم رسد به پایانت؟
چقدر فاصله بین من و تو افتاده؟
چگونه دست من آخر رسد بدامانت؟
دیدگاه ها (۱۸)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

@nphotography

آخرین بحث پارت ۲۱

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت دهمکوک هنوز به عکس خیره شده بود...

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط