#Part115

#Part115
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

لبام لرزید چشمام پر اشک شد، چرا انقدر صادقانه حرف میزد؟
مگه عشق تا این حد بزرگ و زیاد هنوز هم تو دنیا هست، این مرد روبروم میتونه بشه فرهاد من؟
من شیرین اون سام، میتونیم به قصه ی جدید بنویسیم به اسم سام و شیرین!؟
میتونم عاشق این مرد بشم که به خاطر من خودش رو ساخته، مردی که نمیدونم چقدر سختی کشیده که نگاهش انقدر خستست!
نگاهی به خودم انداختم
چی میخوام از این زندگی؟
مگه شیطنت نمیخواستم، مگه یه رابطه ی متفاوت و خاص نمیخواستم پس منتظر چی هستم؟
خودم رو رها کنم و بذارم ببینم میتونم عاشق کسی بشم که بدجور به عشقش نسبت به خودم ایمان آوردم!
به کسی که برام مبهمه!
به کسی که نمیدونم چرا دخترانگیم رو ازم گرفت و ...
آخ که ایکاش اون صحنه های مبهم رو بتونم جلو چشمم بیارم و مطمئن بشم که تجـ.اوز نبوده نمیدونم چرا همش خودم رو قانع میکردم که تـ.جاوز نبوده!
سرم رو آوردم بالا و تو چشمای خسته ی مردی که میخواستم خودم رو رها کنم تا عاشقم کنه ولی در یک صورت که جواب این سوال الانم منفی باشه

_ سام؟
با اون نگاه خستش لبخندی زد!
+جان دلِ سام؟
دیدگاه ها (۱)

همه بهم میگفتن این دختر لوس خانواده‌ست، چون محبت میدیدم و نا...

سناریو هانما پارت اخر

Part ⁵سلام خوشگلا 🍓🎀قبل از اینکه پارت رو شروع کنم میخواستم ب...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

هفدهم بیست مین بعد جونگکوک آنقدر با تهیونگ بازی کرده بود که ...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

پخ پخسلاااممماهم اهماولی و دومی اوسیمه، شیر کاکائو ئه شیر کا...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

My lovely neighbor part : 58

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط