همه بهم میگفتن این دختر لوس خانواده‌ست، چون محبت میدیدم و

همه بهم میگفتن این دختر لوس خانواده‌ست، چون محبت میدیدم و نازم کشیده میشد… ولی کمتر کسی میدونست پشت اون دختر به‌ظاهر لوس، یه زن مسئولیت‌پذیر و پرتلاشه که بلده از پس زندگی بربیاد، من همون دختری‌ام که امروز هم شاغلم و برای خودم تلاش میکنم، هم مسئولیت‌های زندگی مشترکمو دارم و هم دارم خونه و زندگی خودمو می‌ سازم…حالا همون دختر نازپرورده‌ی خونه‌ی پدری، شده یه خانوم مستقل که هم کار میکنه، هم زندگی می‌چرخونه و هم برای آرزوهاش تلاش میکنه، من از اون دخترایی‌ام که محبت دیدن رو ضعف نمیدونم ولی بلدم، مستقل باشم هم میتونم ناز کنم، هم محکم پای زندگیم وایسم...
دیدگاه ها (۴)

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

خب بریمیه حیاط بزرگ سرسبز جوری درخت ها و گل و گیاه هاش تازه ...

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

★彡   Part 55 彡★ شب، همه به دور آتش جمع شده بودیم.همه یعنی تم...

پسر بد (59)

سناریو درخواستی.از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

شاهکاری به نام دروغ

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_11ویو تهیونگبرای بار دوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط