🍒🌱در من 

🍒🌱در من 
بیرون از من حتی 
یا در میانه‌ی این دو
هیچ نیست 
جز نامی که اندامی را
با تو در میان می‌گذارد
دست نام است 
چشم 
انگشت 
و نام کوچک من 
صورتی از تمامشان 
طبیعی‌ست این گونه 
اگر کسی صدا بزند مرا
و چشمم ناخودآگاه خیره شود
دستم صدا را بجوید 
و هر انگشت 
گرهی کور را نشان دهد 
اما حقیقت همیشه از نام فاصله گرفته است 
تا من 
در تمام قرارهای نخستین 
پیش از هر چیز بگویم:
– ببخش عزیزم
که نمی‌توانم بیش از چند روز عاشقت باشم –
جدی نگرفته هیچ کس اما 
این جمله را
و بعد دست داده
و بعد بوسه داده
و بعد تن داده است به حقیقت 
آنگاه که در اصطکاک تماس‌های مکرر
خاک را کنار زده از میانه‌ی آن دو
خاک را کنار زده از چهره‌ی تنهایی.🍒🌱
#سعید_فلاحی
دیدگاه ها (۰)

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁷آیلا عق...

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

از دشمنان تا عاشقان

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط