شبی تاریک و چشمانم به راه او ٬ نمی آید

شبی تاریک و چشمانم به راه او ٬ نمی آید
بیا مردانه درمانی بر این چشم انتظاری کن
زمستانم پر از سردی پر از دلتنگی مطلق
ببین یخ بسته ام اینجا بیا فصلم بهاری کن
سکوتی مبهم و تاریک وجودم را دهد آزار
بیا و صحبت از عشق و صدای یک قناری کن
نمیدانم چرا امشب دلم بد جور دلتنگ است
شکسته بغض من امشب اسیر بردباری کن
همه خوابند و من بیدار قلم شاهد بر احوالم
براین سنگ صبور غم بیا امشب تو کاری کن
دیدگاه ها (۷)

دلتنگم و از حال دل من خبرت نیستبی تابم و در گردش ایام اثرت ن...

گفتی که بُرو وصلِ تودیگر شُدَنی نیستدیوار ِ میانِ من و تو ...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و بگذار...

دل به دلبر دادم و دلدار دل را دل ندیددل به دلبر دل سپرد، دلد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط