خیلی قشنگیه

خیلی قشنگیه🙂🫂
حَتیٰ با تَصَورِ خَندَه ش خَندَت میگیرِه،
قَشَنگ نیست؟
با ارام ترین صدایی که داشتم گفتم میتوانم بهت اعتماد کنم؟ چشم هایش فرق کرد و گفت بله مطمئن باش من هرگز ترکت نخواهم کرد دستش را روی پایم گذاشت.میتونم بدونم اسمت چیه؟ اخه من خیلی تنهام ...امیدوارم که حرفمو قورت دادم و چشمام پر از اشک شد قایمش کردم
لئو ناردو . اسمم لئو ناردو هاما توعه .
+تو زیبا هستی.‌سکوت زیبایت چشم های غمگینت و حرف های در گلو مانده ات همه اش قابل لمس وملموس هستند در زیر آن شیر قوی قلبی به زیبایی خورشید و بزرگی دریا پنهان شده تو آنقدر قوی هستی که مال من باشی انقدر مهربان که در سرمای وجودم گرمم کنی در سختی هایم دستم رابگیری
انقدر شجاع که از ابهتت سر ها به زیر خواهند افتاد و فداکاری ب اندازه ای که جانت را برای خانواده ات فداکنی. ان حس تنها بودنت ان حس ناشناخته بودنت آن ترس تاریکت ان غم فراموش نشدنیت که در نیمه شب ها در تنهایی وجودت را در بر گرفته نفسم را. در گلویم حبس کردم آهی بلند کشیدم و ب ستاره ها خیره شدم باز چه داستانی پیش روم گذاشتی فلک؟ نمی توانستم بهت بگم اما خودت متوجه میشوی عزیزم در تمام شب های تنهاییم تو‌کنارم بودی تو و خیالت در گوشه ای از اتاقم جا مانده کاش سردی دستم و گرمی قلبم را در کنار تو می فهمیدی شکوفه ای از جنس عشق ب تو در قلبم سال ها سر کرده و شهاب سنگ ها را نگاه می کند و باز تو را ارزو می کند میدانم این درست نیست میدانم این برایم دردسر میشود منو ببخش تو برایم آبی هستی آبی که فراموش نخواهم کرد لیو نگاهش کنجکاو تر میشود دوست دارد مرا ببشتر بفهمد نمیدانم چرا ولی وقتی بهم خیره میشود قلبم میریزه دستامو گرفت گفت من اینجام تو تنها نمیمونیبه من تکیه کن و خورشید در چشم هایش طلوع کرد لبخندی گوشه لبم شکل گرفت و اشک هایم سرازیر شد اشک هایم را مثل شبنمی بر روی گل پاک‌میکرد و دستش را روی گونه ام گذاشت لیو من دوست دارم چشم هایش گشاد شد و چشم هایش میلرزید . ب گوشه ای خیره شد نگاهش دوباره پر از فکر شد داشت خاطراتمون رو مرور می کرد؟ یک هو دوباره ب من نگاه کرد و با غمی گفت من نمیدونم باید چکار کنم من اونقدر درگیزم که هیچکس نمیدونه و نمیخوام اون اتفاق بیوفته ....مکث کرد خانواده ام بهم نیاز دارن
و تو هنوز برای این اماده نیستی من و باید ببخشی نمیخوام وابستم شی درکم کن دستمو گذاشتم روی شانه هایش و گفتم من نمیخوام سخت بهت بگیرم حرفای دلمو بهت گفتم از همون کودکی وقتی طفل هشت ساله بودن و تو‌بهم پناه دادی از اون موقع فهمیدم تو‌تک ستارمی ! که همیشه درخشان می مونه
+اما اگه من نتونم همیشه بدرخشم چی؟ من هرگز تو را فراموش نخواهم کرد و تو همیشه جات توی آسمون روشنه سکوتی از جنس تعهد و جنگ بین دل و منطق حکم فرما بود شاید نباید حرفای دلمو بهش میزدم لب گزیدم و چشمانم غمگین شد گفته های او + آن چشمان معصومش من نمیخوام اذیتش کنم اما اخه چرا من این فرق داره . من واقعا نمیخوام به قلبش صدمه بزنم آه تو هنوزم مثل گذشته بهم نگاه می کنی من شرمسارم که دستامو ازت دریغ کردم تو زیبا ترین دختر هستی ب زیبایی قلبت . وقتی اشک میریزی قلبم تکه تکه میشود چیزی درونم اذیتم می کند شاید وجدان؟ نمی دانم...آه لعنت بر این زمستان یرد که مارا هر روز از هم دور تر کرد کبوتر سفیدم من شاید نتوانم تا ابد مواظبت باشم من نمیخوام ب حالم گریه کنی اگر من یک روز بمیرم تو هرگز مثل قبل نخواهی شد نباید اینگونه عاشقانه حسرت ب دوش بکشی تا مرگ....چه بگویم از این فراغت عزیز کرده که دل من در گرمای وجودت میسوزد هر شب. ولی من ب تو قول میدهم ب چشم های اندوهگین و پر التهابت قول میدهم قسم ب دست های سرد و قلب بی تابت تا اخرین نفسم کنارت بجنگم برای تو‌و بخاطر تو هرگز ترکت نخواهم کرد نا وقتی که اخرین ستاره و کهکشان بمیرع
دیدگاه ها (۲۶)

راست میگه😂😂

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

دو پارتی دریکو مالفوی ~درخواستی~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط