داشتم تو یکی از خیابونای بالا شهرماشین بازی میکردم که 2 ت

داشتم تو یکی از خیابونای بالا شهرماشین بازی میکردم که 2 تا دختر تو یه بی ام دبلیو 530 دیدم و با خودم گفتم بذار یه بارم که شده شانس خودمو امتحان کنم ، شاید شد مخشونو بزنم !

یکم ماشین بازی کردیم که دیدم رفتن تو پمپ بنزین و منم با اینکه باک ماشین پر بود رفتم تو پمپ و صف بغلیشون وایستادم !

خوشبختانه با هم نوبتمون شدو منم که حسابی جو گرفته بودتم تو هین بنزین زدن با ایما و اشاره به هدفم رسیدم اما همش تو چند دقیقه بعدش خراب شد !

خلاصه بعد از اینکه بنزینو زدم عین یه جنتلمن کیف پولو در اوردم و پول بنزینمو دادم و همینجور که نگاه به دخترا میکردم با یه قیافه ی آلن دلونی رفتم نشستم تو ماشین و خواستم استارت بزنم که دیدم استارت رو پیدا نمیکنم ( تو تمام این مدت داشتم به دخترا نگاه میکردم ) ، خواستم پامو بذارم رو کلاچ که دیدم خبری از کلاچ هم نیست !

یه دفعه سرمو برگردوندم دیدم ای داد بی داد ، به جا صندلی راننده رفتم عقب نشستــــــم !
برگشتم به دخترا نگاه کردم دیدم راننده سرشو گذاشته رو فرمونو داره به من نگاه میکنه و هر هر هر هر میخنده ، تا 3 تا ماشین پشت سرش هم همه ترکیده بودن از خنده!!!:)
دیدگاه ها (۱۱)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

دوست دختر کوچولوی من

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

وقتی درسش بد بودو ..

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

رمان

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و... p8 قوانینی هست که باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط