بازهم تشنه ی دیدارم اگر برگردی

بازهم تشنه ی دیدارم اگر برگردی
چشم های تو را خریدارم اگر برگردی
از دم صبح غزل تا دل تنگ غروب
ذکر نام تو شود کارم اگر برگردی
باز به حرمت چشمان تو از دل شب
تا شحر یکسره بیدارم اگر برگردی
ای که تا دورترین فا صله ها کوچیدی
مانده ام دل به تو بسپارم اگر برگردی
رازهایم همه در قعر دلم زندانی ست
می شوی محرم اسرارم اگر برگردی
ای که یک شب غریبانه دو چشمت کوچید
قصد یک عهد دگر دارم اگر برگردی
با توام ای سوژه ی تکرار شعر
عالمی با تو غزل دارم اگر برگردی
گرچه از لحظه ی دیدار تو یک عمر گذشت
بازم تشنه ی دیدارم اگر بر گردی
دیدگاه ها (۳)

...

...

...

...

در کربلاوفاداری را به نامِ عباس نوشتند…چه آب را برسانی چه تش...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط