Devil or Angel

Devil or Angel⁵³

جیسون خواست درو ببینده جونگکوک پاشو گذاشت نزاشت درو ببنده بعد اومد داخل
جیسون: تو از کجا فهمیدی؟
کوک: دست ا/ت رو ول کن
جیسون: اگه نکنم میخوای چیکار کنی
مینهو از پشت از داخل پنجره اومد تفنگ گذاشت رو سر جیسون
مینهو: دستشو ول کن اگه نکنی خودت میمیری
جیسون: بیا دستشو ول کردم
کوک: ا/ت بیا اینجا
مینهو: بشین
جیسون: باشه تو فقط شلیک نکن
مینهو دستای جیسون بست
مینهو: شما برید من میدونم باهاش چیکار کنم
جونگکوک دستمو گرفت و رفتیم سوار ماشین شدیم
ا/ت: جونگکوک
کوک: ا/ت مگه نگفتم هرجا خواستی بری یا باخودم یا با راننده
ا/ت: ببخشید
کوک: از من معذرت خواهی نکن
ا/ت: ناراحتی؟
کوک: میبینی دارم رانندگی میکنم نمیخوام کسی حرف بزنه
ا/ت: باشه

ده دقیقه بعد
کوک
داشتیم میرفتیم خونه ا/ت رو دیدم داره گریه میکنه
کوک: چیشده؟
ا/ت: تو نمیدونی من خیلی ترسیده بودم خیلی
کوک: میدونم باهات چیکار کرد؟
ا/ت: خیلی بهم نزدیک میشد و هی منو میترسوند جونگکوک من خیلی خوشحالم که تورو دارم اومدی کمکم کردی از کجا فهمیدی کجام
کوک: از تاکسیت داداش مینهو بود از دوربین تو خونه پیداش کردیم
ا/ت: جونگکوک من واقعا نمیخواستم برم هی تهدیدم میکرد
کوک: باید بهم میگفتی ولی خودم خیلی ازاد گذاشته بودمت از این به بعد چهارتا راننده گرفتم 24 ساعته هرکدومش 6 ساعت بهت خدمت میکنن هرکجایی خواستی میبرنت ولی جای غریبه اول اونا میرن بعد تو میری
ا/ت: 😞
کوک: ناراحت نباش برای امنیت خودته جیسون دیگه نمیاد
ا/ت:چرا؟
کوک: مینهو گفت بردش پیش پلیس گرفتنش
ا/ت: به چه جرمی؟
کوک: به جرمی که تورو میخواست... هیچی ولش کن
ا/ت: جونگکوک
کوک: جانم
ا/ت:ناراحتی؟
کوک: نه نیستم ولی اگه دیدم راننده هارو پیچوندی ناراحت میشم فهمیدی
ا/ت: باشه
کوک: خودت خوبی اسیب ندیدی؟
ا/ت:اره خوبم
کوک: رسیدیم
ا/ت: میای داخل
کوک: اره
رفتیم داخل
جانگمی: قلبم اومد تو دهنم جونگکوک کجا بودی؟ صد بار بهت زنگ زدم
کوک: کار داشتم
ا/ت: چیشده جانگمی؟
جانگمی: خیلی منو ترسوند
کوک: الان که چیزی نشده
یونا: سلام جونگکوک چرا دیر کردی امروز یادت رفته؟
کوک: امروز چیه؟
یونا: یه روز در هفته؟
کوک: فردا میریم
ا/ت: جونگکوکا من فردا نوبت دکتر دارم باهام نمیای؟
کوک: میدونید چیه؟ من فردا خیلی کار دارم
ا/ت: باشه من میرم استراحت کنم
کوک: برو

یک ساعت بعد
ا/ت
تو اتاق بودم
صدای شکشستن یه چیزو شنیدم سریع رفتم بیرون
پ.ک: یعنی واقعا نتونستی یه جلسه رو بری
کوک: یه کار فوری برام پیش اومد
پ.ک: مهم تر از این قرارداد اقای کیم زنگ زد گفت قرار داد نمیبنده با کسی که وسط جلسه میره چرا رفتی؟
کوک: گفتم یه کار مهم داشتم

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

Devil or Angel⁵⁴پ.ک: چه کاری مهم تر از اینا/ت: چیشده؟ پ.ک: خ...

Devil or Angel⁵⁵کوکم: چیشد؟ کوک: لیوان شکست م: کدوم لیوان؟ ک...

Devil or Angel⁵²کوککوک: الو عزیزم من الان تو جلسم بعد بهت زن...

Devil or Angel⁵¹دو ساعت بعدکوک: عزیزم برو داخل خونه من باید ...

تکپارتی اسمات کوک درخواستی

پارت ۵اومدی و ناهار و تو سفره گزاشتی بعد ناهار کوک گفت که من...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط