عشق یا انتقام

عشق یا انتقام
P22
یه چیزی جلوی دهنم گذاشته شد و بیهوش شدم
(ویو کوک)
همیشه یه دکمه ردیاب مخفی با خودم داشتم
و به آدم استخدام کرده بودم که هر وقت دکمه رو زدم بیاد کمکم
میدونستم اینجوری میشه برای همین قبلا فکرش رو کرده بودم
بر گشتم سمت ا.ت
دیدم داره بهم نگاه می‌کنه
رفتم سمتش
+م..من....نه....من..
با هر قدم من به سمتش اون یه قدم به عقب می‌رفت
رسید به دیوار
رفتم جلوش دستم رو تکیه دادم به دیوار
_ هوم....مگه نگفتی دوسم داری ؟ مگه نگفتی می‌خوای باهام باشی؟
+ ....همش ...دروغ بود ....فقط برای فرار از دستت
_ یعنی بازی دادن دل من برات کار راحتیه؟
+ ....
_ هاا؟(داد)
+هق.....هققق..ب....بخشید
_ هه ...ببخشید ...انگار یا ببخشید همه چیز درست میشه
دیدگاه ها (۲)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

#تپش.قلب.منPart 7 تهیونگ:قرار نیست عصبی بشی هم یه که هست بیب...

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

🕷️ یه اسم جدید قراره وارد بازی بشه…با اسم خودش فعالیت می‌کنه...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط