من آن شمعم که با سوز دل خویش ....

من آن شمعم که با سوز دل خویش ....
فروزان می کنم ویرانه ای را ....
اگر خواهم که خاموشی گزینم ....
پریشان می کنم کاشانه ای را ....



" فروغ فرخ زاد"


"مخاطب خاص "
دیدگاه ها (۸)

فراتر از خویش

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

به آواره زمین بخشیدم، از او خان درآوردماز آن ویرانۀ بی‌مشتری...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط