برتولت برشت

برتولت برشت
درخت آلو

در حیاط
درخت آلویی هست!
درختی کوچک؛
که کسی باورش ندارد!

دستی به او نمی‌رسد؛
نرده‌ها احاطه‌اش کرده‌اند.

دلش می‌خواهد رشد کند
درخت کوچک!
آری،
دلش می‌خواهد رشد کند؛
و برای کسی مهم نیست
سهم اندکش از آفتاب!
چه کسی باور می‌کند
آلو بودن درخت را
وقتی یک دانه آلو ندارد؟
اما تو می‌توانی؛
وقتی متوجه برگ‌هایش باشی!
دیدگاه ها (۱)

نزدیک پاییز است

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

The Joke That Broke Us

Lost leaves/رمان جیمین

پارت اول._*بی گناهان*_

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط