p29

p29
دکتر : حال لینا خوبه ولی خون زیاد از دست داده ولی حالش بهتر میشه
+ خداروشکر ....پد..پدرم چی؟؟
دکتر : متاسفانه از دستش دادیم
+ چ...چیی؟؟؟؟
دکتر : تسلیت میگم بهتون
+ نهههههههههههههههههههههه ( داد )
دکتر : خانم‌ آروم باشین اینجا بیمارستانه
+ به درررککککککک
_ ا/ت آروم باش
+ خفهههههه شوووووووو همششش تقصیرررررر تووووعهه ( داد و گریه )
_ صداتو بیار پایین
+ نیااااارم چه گویی میخوای بخووورییی
_ آقای دکتر ممنونم خسته نباشین میتونین برین
+ هوووی با توعم .... ااااای
+ داشتم داد می زدم که دستمو محکم کشید و داشت فشار میداد
_ ببین زنیکه یه بار دیگه جرعت داری سرم داد بزن آرزو میکنم بمیری
+ تهیونگ ولم کن تورو خدا التماست میکنم منم آدمم پدرمو ازم گرفتی ولمممم کنننن ( گریه )
+ تهیونگ اصلا به حرفام گوش نمی‌داد و منو انداخت توی ماشین
+ تهیونگ بزا برم پیش لیناااا لطفا
+ یهو دیدم تهیونگ ماشینو نگه داشت
_ گمشو پایین
+ تهیونگ اینجا خیابونه معلوم نیست کجا برم
_ به درک گمشو پایین
+ ازت متنفرممم
+ پیاده شدم و رفتم یه گوشه از خیابون نشستم
داشتم تو افکارم غرق میشدم که یهو...



ادمین هنوزم کرم داره (:
بوص
دیدگاه ها (۸)

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

رمان تهیونگ

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part #جونگکوکویو جونگک...

I can be myself with himPart¹⁰⁶میا برام لباس اورد و عوض کردم...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط