آقا صدایم کن که برگردم به سویت ...

آقا صدایم کن که برگردم به سویت ...
.
.
.
همرا کفترها نشینم رو به رویت .
.
.
.
.
.
شاید برایم زایری گندم بپاشد .
.
.
.
.
گیرم شفا از گندم تسبیح گویت ...
دیدگاه ها (۸)

عاشقانه های شبنم

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

پارت چهلم | حقیقتِ سفرپارک لاراپسرا بالاخره نشستند.چند ثانیه...

پارت ۳۲

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط