آبی که از این دیده چو خون می ریزد

آبی که از این دیده چو خون می ریزد
خونیست بیا ببین که چون می ریزد
پیداست که خون من چه برداشت کند
دل می خورد و دیده برون می ریزد
دیدگاه ها (۰)

برای با تو بودنم راه ستاره رفته ام هر سفر ثانیه را من به شم...

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان، وین...

گرچه بر چشمت جسارت کرده آهو را ببخش گرچه خود را جا زده جای ...

از چشم و دل مپرس که در اولین نگاه شد چشم من،خراب دل و دل خرا...

می روی ونمی رود، غم تو از دل، حق بده جای گریه، دیده خون ببار...

و چه خون دل ها خورد علی از این جماعت سر به سجود آیه خوان 💔

کاشی های آبی..}موجش فلکی است کز بلندی،معیار زمین و آسمان است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط