آبی که از این دیده چو خون می ریزد

آبی که از این دیده چو خون می ریزد
خونیست بیا ببین که چون می ریزد
پیداست که خون من چه برداشت کند
دل می خورد و دیده برون می ریزد
دیدگاه ها (۰)

برای با تو بودنم راه ستاره رفته ام هر سفر ثانیه را من به شم...

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان، وین...

گرچه بر چشمت جسارت کرده آهو را ببخش گرچه خود را جا زده جای ...

از چشم و دل مپرس که در اولین نگاه شد چشم من،خراب دل و دل خرا...

آبی که از این دیده چو خون میریزدخونیست بیا ببین که چون میریز...

درسته که ابتهاج میگه: «خون می چکد از دیده در این کنج صبوریای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط