قسم میخورم

قسم میخورم
دیگر نامت را در اشعارم نخواهی دید
روی جلد دفتر شعرم نوشته ام که:
لعنت خدا بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال یریزد*
دیدگاه ها (۵)

واااای عاشقشمممممخیلی دوسش دارمنمیتونمممممممممممممم میخوامشش...

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

ازخونه میندازه بیرون خدا این چه بی رحم کردین همه رو به خدا ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

🖤 پشت نیمکت آخر ادامه پارت از ۱۰: «پدری که برگشت...»ناگهان ص...

جادویی به نام عشق

احادیث رسول خدا صل الله علیه و آلههنگامی که مرد شراب نوشید ا...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

پارت نهم | حقیقتات پرونده را روی میز گذاشت.دست‌هایش می‌لرزید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط