لبخند مرا بس بود.آغوش لهم میکرد..

لبخند مرا بس بود.آغوش لهم میکرد..

آن بوسه مرا می کشت.لب منهدمم می کرد..

#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۶)

گویند دل به آن بت نا مهربان مده..........دل آن زمان ربود که ...

من گمانم کشف الکل منشاش چشم تو بود..تا نگه کردی به راضی باب ...

لب بالایت سیب..لب پایینت سیب........من از اول به دو سیب لب ت...

در سرم بافته ام با تو خیالی که شبی........من سر موی تو می با...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

مگر می‌شود از آن یار دست کشید؟وقتی بوی عطرش، چون باد از اسکا...

– «نمی‌تونستم روزی رو بدون فکر به تو، بگذرونم مزرعه دارِ هات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط