آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کرد

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما می‌کرد

آن‌که می‌داد تو را حُسن و نمی‌داد وفا
کاشکی فکر من عاشقِ شیدا می‌کرد

یا نمی‌داد تو را این همه بیدادگری
یا مرا در غم عشق تو شکیبا می‌کرد

کاشکی گم شده بود این دلِ دیوانۀ من
پیش از آن روز که گیسوی تو پیدا می‌کرد

ای که در سوختنم با دلِ من ساخته‌ای
کاش یک شب دلت اندیشۀ فردا می‌کرد

کاش می‌بود به فکر دلِ دیوانۀ ما
آن‌که خلق پری از آدم و حوا می‌کرد

کاش در خواب شبی روی تو می‌دید عماد
بوسه‌ای از لب لعل تو تمنا می‌کرد

#عماد_خراسانی
#شعر
دیدگاه ها (۶)

آمادگی برای ظهورآمادگی برای سربازیامام زمان ارواحنافداه ❤️مح...

رمان تاجی از سوءتفاهم

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

🔴ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

گهگاهی بخوابصبح یک روز روشن، به طوز عجیبی احسای پوچی می کنی؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط