آتش  عشق بسوزاند تن‌ و جانم

آتش  عشق بسوزاند تن‌ و جانم

عطر خوش عشق مسیحا نفسی داد مرا

لذت عشق پر زرینم داد

پروانه شدم بر شعله مستش رقصیدم

در کنج دلم بنشست  لیلی

همچون مجنون دیوانه شدم به گرد خودم چرخیدم

آتش عشق افتاد بجانم

همچو شمع آب شدم بر پیکر خود غلطیدم

ساقیم  شد رخ زیبا  بنماند بر چشمم

همچون دریا بر امواج دلم رقصیدم
دیدگاه ها (۲)

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

#elham31* من خمارم ساقیا پیمانه میخواهد دلم*وز می ناب لبت مس...

راز عشاق اگر گوشه میخانه نبود حرمت میکده را این همه افسانه ن...

راز عشاق اگر گوشه میخانه نبود حرمت میکده را این همه افسانه ن...

خدا گفت: ليلي يک ماجراست، ماجرايي آکنده از من. ماجرايي که با...

آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زدہ بر جسم و تن و روح و...

آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زدہ بر جسم و تن و روح و...

لیلی

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن                      لب وا کن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط