نشستہ ام ڪنار دڸ

نشستہ ام ڪنار دڸ

بہ پاے چشم هاےتو

سڪوت گاه گاه تو

مراشڪنجہ مےدهد

خداڪندڪہ بشنوم

صداےچشم هاےتو

ولےتمام این غزڸ

فداےچشم هاے تو



حمیدم.
دیدگاه ها (۱)

سلام بر قطب عالم امڪاننامت بلند و اوج نگاهت همیشہ سبز؛ ...

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

شروع این قصه از خنده های تو بود 💎کاشکی یکی حریف اون چشمای تو...

• ─────『 ✦ 』───── •«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

داستان از این قراره که دازای وقتی جزو کاراگاه های مسلح شد رف...

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط