داستان از این قراره که دازای وقتی جزو کاراگاه های مسلح شد
داستان از این قراره که دازای وقتی جزو کاراگاه های مسلح شد رفیقش(چویا)رو اونور جاده دید و اون هم همینطور اون دوتا چشم تو چشم شدن ولی به راه خودشون ادامه دادن🥲🥲
- ۳۰۴
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط