وای وای

وای وای
امروز تو راه شمال یجا وایسادیم بعد من یکی رو دیدم از پشت شبیه نیما بود تو مغازه اقا منم اشک تو چشمام جمع شد بدو بدو رفتم سمت مغازه دیدم نیما نیست:)))))ریده شد تو حالم:))))))))))اصن حالم گوهییییییی
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

«یونگی ویو»داشتم تو گوشی می‌چرخیدم که یکی بهم آدرس جایی که آ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part63نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط