(دلداده)

(دلداده)


م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده)

جین:(خنده)

ا/ت: چرا میخندین ؟؟

جین:خیلی باحال عصبی شدی 😂

ا/ت: ایشــــــــ .راستی با کیا میخوای بیایی ؟؟

جین:با جیمین و جونگکوک

ا/ت: چیییییی (داد)

جین: چرا داد میزنی ؟

ا/ت: توروخدا جیمین نیاد

جین: برای چی ؟

ا/ت: دفعه قبلی زدمش (گریه الکی)

جین:(خنده) چرا ؟

ا/ت: عن نخند . دفعه قبلی مسخرم کرد منم زدم تو سرش

جین:عن خودتی . اتفاقا میگم بیاد انتقام بگیره

ا/ت: باشه منم به جونگکوک میگم بزنتت

جین: برو بابا

م.ت: باشه حالا صبحونتون رو بخورید


من زودتر صبحونه ام رو تموم کردم و تشکر کردم و رفتم تو اتاق که تختم لرزید . گوشیم داشت زنگ می‌خورد.یه نگاه کردم دیدم یوناعه جوابش رو دادم

یونا: جیگررررررررر

ا/ت: اخ گوشم چته دوباره چی میخوای؟

یونا: وا تو چته ضدحال

ا/ت: بگو

یونا:میای با سوا بریم خرید

ا/ت: اتفاقا لباس نداشتم برای شب باشه بریم

یونا:باشه پس ۲ دم در خونمون باش

ا/ت:اوکی

یونا: بایی

ا/ت:بایی

قطع کردم به نگاه به ساعت کردم دیدم ساعت ۱۲ است . سریع پاشدم رفتم حموم به دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون روتین بعد حمومم رو انجام دادم و لباسمم پوشیدم و یه میکاپ لایت کردم و موهام رو خشک کردم و لباسم که برای بیرون انتخاب کردم رو پوشیدم . یه نگاه به ساعت انداختم و دیدم ساعت شد ۱ سریع از اتاق رفتم بیرون . بدو بدو رفتم سمت حیاط و یه نگاه به ماشینام انداختم و گفتم این سری BMW بهترین ماشینه . و سوار شدم رفتم سمت خونه یونا

ادامه دارد.............
دیدگاه ها (۰)

اسلاید اول : لباس ا/ت اسلاید دوم : ماشین ا/ت اسلاید سوم : مد...

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

130 تایی شدنمون مبارک جیگرا 🍒🍓✨🎀

🍓😂🍓😂🍓😂🍓😂🍓😂🍓😂🍓😂🍓😂🍓

(دلداده) ویو ا/ت از خواب بیدار شدم. به آقا که من رو برده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط