کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟
گفت : در رفتن من... کوه پرسید : و من؟
گفت: در ماندن تو !
بلبلی گفت: و من؟
خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو!
آه از آن آبادی، که در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن
بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر،
من و تو: بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در
خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده یمان نیست، بدان !
دیدگاه ها (۸)

..

تاب تاب عباسییادش بخیراون بازیهربارقسم می دادمخدامنو نندازی....

هروزتون زیبا...مثل گل رزکه من خیلی دوست دارم

..

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟؟!!!! ...

كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست؟؟!!!! ...

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟ گفت : ...

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست??گفت؛ د...

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟ گفت : ...

کوه پرسید ز رودزیر این سقف کبودراز ماندن در چیست؟گفت:در رفتن...

کوه پرسید ز رودزیر این سقف کبودراز ماندن در چیست ؟ گفت : در ...

کوه پرسید ز رودزیر این سقف کبودراز ماندن در چیست ؟ گفت : در ...

كوه پرسيد ز رود، زير اين سقف كبود، راز ماندن در چيست؟؟!!!! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط