آدما وقتی که میخوان برن، شروع میکنن به کمرنگ شدن، هی رنگش

آدما وقتی که میخوان برن، شروع میکنن به کمرنگ شدن، هی رنگشون میره، تا آخر میشن مثل یه نوشته‌ی قدیمی لای یه کتاب قدیمی که حرفی عاشقانه بوده، ولی اینقدر کمرنگ شده که دیگه نمیشه بخونیش.

#مزخرفات_ذهن_من
دیدگاه ها (۹)

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

کین کوژولو🥹🥹🥹راستی یه چیزی راجب ای یوی قصر دیجیتال شگفت انگی...

این پست قبلا برای یه نفر بودیه نفر که یه زمانی واقعا برام از...

داستان پشت این آهنگ از اونجا شروع شده که خواننده ی این آهنگ ...

پارت ۱یوری :ای خدا فقط یه استراحت به من بده برای چی باید به ...

اسم رمان : اشرافی های عجیب تعداد‌ پارت: ۱۰۰ تا به بالا نویسن...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

✨چالش ده روزه ، روز سوم ✨یه کتاب رو نقد کن و نظر خودتو نسبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط