اصلاً گیریم ازدواج کردم

اصلاً گیریم ازدواج کردم
بچه دار شدم
بچه ام بزرگ شد
مدرسه رفت
خواندن یاد گرفت
و یک روز بی هوا پرسید:
پدر! این عاشقانه ها را برای مادر گفته ای؟
آن وقت چه بگویم؟
بگویم: نه عزیزم
برای مادرت مرد دیگری شعر گفته است؟!
دیدگاه ها (۳۳)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:10چرا هی تغیر مد میدی تو...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

نوشته بود:⁨⁨⁨⁨دومین تاثیرپذیری من از شعر فارسی احتمالا یک عص...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

★彡   Part 34 彡★ با وجود اینکه حال خرابم رو میدید ادامه داد: ...

bts

the first lie

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط