@N.o.v.e.l

@N.o.v.e.l
رمان دختر مغرور

پارت بیست و سه

ونوس:اها باشه
مامان:خوب بیا بریم بقیه خریدامون رو هم انجام بدیم چون نیم ساعت دیگه شایان میاد دنبالت برای خریدن خونه میرین

خریدامون تموم شد شایان کنار ماشین وایستاده بود رفتم پیشش

شایان:سوار شو که بریم عشقم

سوار ماشین شدیم و رفتی برای انتخاب خونه
رسیدیم پیاده شدم

ونوس:وای اینجا چقدر قشنگه
شایان:بیا بریم داخل خونه رو هم ببین
ونوس:خیلی خوشگله اینجا یعنی قراره اینحا خونمون بشه من و تو اینجا زندگی کنیم
بچه ها قدو نیم قد داشه باشیم

شایان بغلم کرد و سرمو بوسید رفتیم کل خونه رو دیدیم

شایان:خوب از این خونه خوشت اومد
ونوس:آره عاشقش شدم
شایان:پس همینو می‌خریم باشه
ونوس:امشب با خانواده شام بیاین خونمون
الانم منو برشون خونه میخوام برم کمک مامانم

شایان منو رسوند خونه باهاش خداحافظی کردم و رفتم خونه لباسمو عوض کردم

ونوس:مامان میخوان غذا هارو خودم درست کنم نمیخوام چیزی کم باشه
مامان:باشه منم میام کمکت عزیزم

.
.
ونوس:اااااخ تموم شد بلاخره

در خونمون در زدن وای خدایا اومدن سریع بدو بدو رفتم اتاقم لباسمو عوض کردم و ارایش کردم و رفتم پایین باهاشون احوال پرسی کردم
یه عالمه کادو آورده بودن

رفتم قهوه درست کردم آوردم
داشتن قهوه میخوردن منم رفتم تا میز رو اناده کنم همچیو چیدم مهمونا هم اومدن سر میز نشستن

مامان:عزیزم شما بیا کنار شایان بشین
ونوس:چشم مامان

نشستم کنار شایان داشتم غذا که شایان دستمو گرفت

ونوس:(اروم)شایان دستمو ول کن زشته اذیتم نکن

شایان پامو لمس میکرد آروم دستمو روی پام
میکشید منم که قلقلکم میومد سریع بلند شدم

ونوس:من سیر شدم شما بخورین

رفتم اتاقم روی تختم دراز کشیدم
دیدگاه ها (۰)

رمان: قلب در تاریکی

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

فیک تهیونگ

چند پارتی

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

دوست دختر کوچولوی من

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط