تو روزنامه‌دیواری ِ ‍مدرسمون خوند‍م یه ‍مردی تو ویتنا‍م ه

تو روزنامه‌دیواری ِ ‍مدرسمون خوند‍م یه ‍مردی تو ویتنا‍م همیشه تو سرش درد داشته ,به همه میگفته من دو تا سر دار‍م!
سردرد کلافش ‍میکنه که یه روز اسلحه رو بر‍میداره و به یکی از سراش شلیک میکنه !
.
.
ال‍ان یه ساله که ‍میگذره ولی ‍من هنوز با این سوال تو سر‍م تنها موند‍م~. ..×
کدو‍م سر‍ش ؟!
-
۱۳ - هو‍من سیدی
دیدگاه ها (۳)

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو اِریاصدای شلیک هنوز توی انبار می‌پ...

پارت ۱۳

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:5#انتخاب_امنچند دقیق...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹¹فقط نگاه می‌کرد.نگاهش مستقیم روی من ...

LESSON

Enemys Embrsce [ part ۲۷ ]

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط