ابلو نرودا

ابلو نرودا
ای عشق بی آنکه ببینمت دوستت می داشتم

ای عشق
بی آنکه ببینمت
بی آنکه نگاهت را بشناسم
بی آنکه درکت کنم
دوستت می داشتم

شاید تو را دیده ام پیش از این
در حالی که لیوان شرابی را بلند می کردی
شاید تو همان گیتاری بودی که درست نمی نواختمت

دوستت می داشتم بی آنکه درکت کنم
دوستت می داشتم بی آنکه هرگز تو را دیده باشم
و ناگهان تو با من ، تنها
در تنگ من
در آنجا بودی

لمست کردم
بر تو دست کشیدم
و در قلمرو تو زیستم
چون آذرخشی بر یکی شعله
که آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من

#پابلو_نرودا
دیدگاه ها (۱)

Praise the spells and bless the charms,I found April in my a...

modren poemyou are mainand very beautifulbecauseI love the b...

پابلو نروداتمام اصل‌های حقوق بشر را خواندمتمام اصل‌های حقوق ...

آنا گاوالداحساب عشقی که نثار تو می کننداز کسانی که همه چیز ر...

طوری دوستت می‌دارمکه هر شبانه‌ روز بی آنکه ببینمتبی آنکه ببو...

رها💔 سخت ترین درد این است که کسی را از ته دل دوست داشته باشی...

عشق شرطی

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

@nphotography

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

خانه ایی میسازم ازجنس نگاهت چشم تو بر آسمان دارد شباهت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط