اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی د

اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت

اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد

اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد

اگه می دونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمی گفتی : خداحافظ
دیدگاه ها (۱)

دوپارتی هیونجین

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

dark life = 38

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

بـنازم‌م‌م به شیر مـَردان یـمن ♥️🤌یه کم در مورد تنگه باب الم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط