حتی قربون صدقه رفتناشم

حتی قربون صدقه رفتناشم
فرق داشت با همه،
نمی گفت عمرم، نفسم، عزیزم!
صداش که می کردم می‌گفت:
- جانم چشمام؟
این چشمام گفتنشم
فلسفه داشت برای خودش...
می گفت:- بی بی‌م همیشه بهم میگه چشمام،
هروقتم ازش می‌پرسم چرا؟
میگه یه وقتایی،‌ هیچ فرقی نیست
بین نبودن چشمای یه آدم و مُردنش...
آدمی که مزه ی دیدنو چشیده باشه،
چشماش اگه نباشه دنیاش تیره و تار میشه...
طبیعیه که دیگه هیچی و هیچکسی رو نمی‌بینه،
نمی تونه که ببینه!
براش سخت میشه ساده ترین کارا،
دلش همیشه تنگه،همه‌ش دلتنگ رنگ و نور و روشنائیه...
آدمِ بینا، بدون چشماش خیلی چیزا کم داره...
گاهی وقتا حتی خودِ زندگی رو!
می‌گفت:- فدای چشمات برم چشمام!
به سرت نزنه نباشی یه وقت...
که اگه نباشی، دیگه نه شب می مونه برام، نه روز...
همه ی زندگیم میشه نااُمیدی و دلتنگی و سیاهی!
❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌♥️❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌

پست قبلی به دلیل آفتاب محتاب ندیدگی بعضی کرموها حذف شد🦂🪱

✩。:─ ❁❥︎Tak_setareh✯❁ ─.•:。✩

#سِفارَت‌ِعِشقّ..
#حسِ‌نابِ‌زِندگی
#تا_پای_جان_دوستـــــــــت‌دارم....
#تمام‌ِمَن‌برای‌ِتو_تویی‌کہ‌جان‌ِمَن‌شُدی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#پایبَندَم‌تاپای‌ِجان‌بہ‌تَمامَت
#عشق‌ِبی‌هَمّتای‌ِمَن
#دوست_داشتنی
#عاشقانه #خاص #دونفره #دوست_دارم
#عشق_جان
#Tak_setareh
دیدگاه ها (۱۲)

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

نشان سوخته.

𓍯 𝒾𝒹𝑒𝒶𓂃 **ژانر:**Mafia / Forced Romance / Age Gap / Obsessio...

part 4سرمو بالا آوردم.+بله...لبخند خیلی محوی گوشه لبش نشست.....

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط