*گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر*

*گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر*


*چون ماه شبی می کشم از پنجره سر*


*اندوه که خورشید شدی تنگ غروب*


*افسوس که مهتاب شدی وقت سحر*
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم" را من، دلاویزترین شعرِ جهان یافته اماین گلِ سرخِ...

وقتی که نیستیبادیدن هر صحنه عاشقانه ایاحساس یک پرانتز را دار...

این روزهاآب وهوای دلم آنقدر بارانی ستکه رخت های دلتنگیم رافر...

♫♫♫عاشق نشو ای دلبا تنهایی سر کنحالم رو میبینیحرفام رو باور ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

..وَالشَّمسُ تَجري لِمُستَقَرٍّ لها ذلكَ تقديرُ العزيزِ العل...

attar-050615

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط