درذهن من یک زنِ معصوم نشسته است،

درذهن من یک زنِ معصوم نشسته است،
ساده اما زیبا،
بویِ سیب یا سبزه می‌دهد.
بر تن دارد
روپوش یا پیرهن‌خوابی آرمانی،
موهایش
نرم است و به رنگ قهوه‌ای روشن
مهربان است و بسیار پاکیزه،
بی ذره‌ای خودنمایی
اماهیچ_خیالی_در_سر_ندارد.
دیدگاه ها (۶)

عمق فاجعه را دلقکی می فهمد که :به زور جلوی گریه اش را میگیرد...

شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردمسخن مستانه می گویم ولی هو...

تقدیم به شما

یه وقتایی آدم حتی نفس کشیدنم یادش میره حالازندگی کردن که جای...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. عصر ویکتوری...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 127✦...................

Part ⁹اسلاید 2 : استایل جونگکوک اسلاید 3 : استایل تهیونگ ویو...

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دهم: پادشاهانِ پیتزایِ سوخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط