p
p55
صدای یه خبرنگار از لایو میاومد:
«…به نظر میرسه حال این روزای آقای جونگکوک نسبت به دو سال گذشته خیلی بهتر شده،
و مخصوصاً اینو میشه تو پیدا کردن عشق زندگیش دید…
با توجه به عکسهایی که داره پخش میشه از جونگکوک و یه زن اسرارآمیز که هنوز کسی نمیدونه کیه،
احتمال میدیم آقای جونگکوک وارد رابطه شدن.
و با توجه به لبخنداشون، به نظر میاد واقعاً کنارش خوشحالان.
بعضیها حدس میزنن همون زنی باشه که دو ماه پیش تصادف کرد و عکساش غرق خون،
توی بغل جونگکوک پخش شد…
در هر صورت، آرمیهای عزیز، بهتره خودتون رو کنترل کنین،
چون اگه رابطه واقعیه، بهتره ازشون حمایت کنیم و—»
ات یههو لپتاپو بست.
+سردرد گرفتم.
کوک بدون اینکه نگاهشو ازش بگیره:
_سر درد نگیرییی(با لحن بامزه)
+دیگه گرفتم. سلبریتی کرهای بودن چرا انقد سخته؟ همه رسماً تو کونتن.
_کاملاً صحیح.
🐥: حالا یه کم باادب باش بد نیست.
🐿: کی به کی میگه؟
🐨: خب جلو مهمونمون خرابش نکنین دیگه.
🐿: هی جیمینشی جیمینشی…
جیمین زیر لب چنتا فحشی به هوپی داد و بعد روشو کرد سمت ات....
🐥: خب…از این به بعد قراره همهجا با هم باشین دیگه، نه؟
+احتمالاً آره.
🐿: ای گوووود…
بچمون زندار شد ما هنوز سینگلیم!
+ما خودمون هنوز نمیدونیم رابطمون چیه،
بعد کل دنیا میدونه.
نامجون، در حالی که زل زده بود به مانیتور و ریتم تنظیم میکرد، بدون برگشت گفت:
🐨: چون شما دوتا احمقین.
غیر از خودتون همه میبینن چقدر همو دوست دارین.
+خیلی ممنون پدر جان.
🐥: من بهش میگفتم احمق، پارم کرده بود.
کوک از تو اتاق ضبط داد زد:
_ چون ایشون پدره، نمیشه چیزی بهش گفت.
کراشمم هست.
+دوست داشتم بگم چشمم روشن،
ولی بله صددرصد کراشه.
نامجون خجالتی خندید و تشکر کرد.
ات رو کرد به هوپی:
+راستی من عاشق استایلتام.
وقتشه یه کالکشن به اسم J-Hope Style بزنیم بیرون، با همکاری خودت.
🐥: حتماً از هر رنگی باید استفاده کنین،
استایلای رنگیرنگی هوپی جان ماچ داره.
+دقیقاً برعکس من.
_شما روحت رنگیرنگیه! (با داد)
زارت! (با داد)
🐥😂: مسخرهها!
حداقل سطح طنزتون یکیه، اخلاقتونم شبیهه.
🐿: اگه حرفات تموم شد آقای کارشناس اخلاق،
من حرف دارم.
🐥: بفرما بفرما.
🐿: راستش…
خودمم به همکاری فکر کرده بودم، ولی اقدامی نکرده بودم.
+موقع رفتن شماره منیجرتو بده، حلش میکنم.
🐿: اوکیییی.
🐨:من یه ایده دارم.
🐥🐿+_: ؟؟؟
🐨: ات، میشه از صدات تو موزیک استفاده کنیم؟
+چطوری؟
🐨: این قسمتو میبینی که چهار بار تکرار میشه؟
«رویای من، رویای من…»
+آره.
🐨: اگه تو اینو بخونی، آروم بذاریم پشت صدای کوک،
خیلی میشینه.
🐥: ایدهش خوبه.
+ولی من از خوندن چیزی نمیدونم.
🐿: هیچی نیست.
اول صداتو گرم میکنیم بعد امتحان.
+اوکی.
🐿: خب بگو «ررررررررر».
+رررررررررررر.
🐿: حالا بگو «مییییی مههههه مواااا مووو».
+مییییی مههههه مواااا موووو.
(نیم ساعت بعد)
حس میکنم الان زبونم از گلومم میافته بیرون.
+ زیاد بهش فشار نیارین.
🐨: خب ات، یه تست بگیریم؟
ات رفت تو اتاق ضبط.
کوک هدفونو گذاشت رو گوشش، یه عالمه توضیح داد.
بعد از سه بار ضبط،
بالاخره تونست چهار بار بگه:
«رویای من…»
🐥🐿🐨: محششششرررررر!
سکته کردم!
آروم داد بزنین، تو هدفون صداتون ده برابر میپیچه.
🐿: حق باهاشه ببخشید.
کوک هدفونو درآورد، موهای ات رو مرتب کرد.
_ فکر کنم از این به بعد،
از صدات تو همه موزیکام استفاده کنم.
🐥: حالم بهم خورد بابا.
🐿: خفه شو بذار بچه لاس بزنه.
ات خندید.
+آدم پیش شما پیر میشه از خنده.
بعد رو کرد به کوک، دستشو گرفت:
+پول میگیرما.
_ بدجنس.
و همه با هم خندیدن…
صدای یه خبرنگار از لایو میاومد:
«…به نظر میرسه حال این روزای آقای جونگکوک نسبت به دو سال گذشته خیلی بهتر شده،
و مخصوصاً اینو میشه تو پیدا کردن عشق زندگیش دید…
با توجه به عکسهایی که داره پخش میشه از جونگکوک و یه زن اسرارآمیز که هنوز کسی نمیدونه کیه،
احتمال میدیم آقای جونگکوک وارد رابطه شدن.
و با توجه به لبخنداشون، به نظر میاد واقعاً کنارش خوشحالان.
بعضیها حدس میزنن همون زنی باشه که دو ماه پیش تصادف کرد و عکساش غرق خون،
توی بغل جونگکوک پخش شد…
در هر صورت، آرمیهای عزیز، بهتره خودتون رو کنترل کنین،
چون اگه رابطه واقعیه، بهتره ازشون حمایت کنیم و—»
ات یههو لپتاپو بست.
+سردرد گرفتم.
کوک بدون اینکه نگاهشو ازش بگیره:
_سر درد نگیرییی(با لحن بامزه)
+دیگه گرفتم. سلبریتی کرهای بودن چرا انقد سخته؟ همه رسماً تو کونتن.
_کاملاً صحیح.
🐥: حالا یه کم باادب باش بد نیست.
🐿: کی به کی میگه؟
🐨: خب جلو مهمونمون خرابش نکنین دیگه.
🐿: هی جیمینشی جیمینشی…
جیمین زیر لب چنتا فحشی به هوپی داد و بعد روشو کرد سمت ات....
🐥: خب…از این به بعد قراره همهجا با هم باشین دیگه، نه؟
+احتمالاً آره.
🐿: ای گوووود…
بچمون زندار شد ما هنوز سینگلیم!
+ما خودمون هنوز نمیدونیم رابطمون چیه،
بعد کل دنیا میدونه.
نامجون، در حالی که زل زده بود به مانیتور و ریتم تنظیم میکرد، بدون برگشت گفت:
🐨: چون شما دوتا احمقین.
غیر از خودتون همه میبینن چقدر همو دوست دارین.
+خیلی ممنون پدر جان.
🐥: من بهش میگفتم احمق، پارم کرده بود.
کوک از تو اتاق ضبط داد زد:
_ چون ایشون پدره، نمیشه چیزی بهش گفت.
کراشمم هست.
+دوست داشتم بگم چشمم روشن،
ولی بله صددرصد کراشه.
نامجون خجالتی خندید و تشکر کرد.
ات رو کرد به هوپی:
+راستی من عاشق استایلتام.
وقتشه یه کالکشن به اسم J-Hope Style بزنیم بیرون، با همکاری خودت.
🐥: حتماً از هر رنگی باید استفاده کنین،
استایلای رنگیرنگی هوپی جان ماچ داره.
+دقیقاً برعکس من.
_شما روحت رنگیرنگیه! (با داد)
زارت! (با داد)
🐥😂: مسخرهها!
حداقل سطح طنزتون یکیه، اخلاقتونم شبیهه.
🐿: اگه حرفات تموم شد آقای کارشناس اخلاق،
من حرف دارم.
🐥: بفرما بفرما.
🐿: راستش…
خودمم به همکاری فکر کرده بودم، ولی اقدامی نکرده بودم.
+موقع رفتن شماره منیجرتو بده، حلش میکنم.
🐿: اوکیییی.
🐨:من یه ایده دارم.
🐥🐿+_: ؟؟؟
🐨: ات، میشه از صدات تو موزیک استفاده کنیم؟
+چطوری؟
🐨: این قسمتو میبینی که چهار بار تکرار میشه؟
«رویای من، رویای من…»
+آره.
🐨: اگه تو اینو بخونی، آروم بذاریم پشت صدای کوک،
خیلی میشینه.
🐥: ایدهش خوبه.
+ولی من از خوندن چیزی نمیدونم.
🐿: هیچی نیست.
اول صداتو گرم میکنیم بعد امتحان.
+اوکی.
🐿: خب بگو «ررررررررر».
+رررررررررررر.
🐿: حالا بگو «مییییی مههههه مواااا مووو».
+مییییی مههههه مواااا موووو.
(نیم ساعت بعد)
حس میکنم الان زبونم از گلومم میافته بیرون.
+ زیاد بهش فشار نیارین.
🐨: خب ات، یه تست بگیریم؟
ات رفت تو اتاق ضبط.
کوک هدفونو گذاشت رو گوشش، یه عالمه توضیح داد.
بعد از سه بار ضبط،
بالاخره تونست چهار بار بگه:
«رویای من…»
🐥🐿🐨: محششششرررررر!
سکته کردم!
آروم داد بزنین، تو هدفون صداتون ده برابر میپیچه.
🐿: حق باهاشه ببخشید.
کوک هدفونو درآورد، موهای ات رو مرتب کرد.
_ فکر کنم از این به بعد،
از صدات تو همه موزیکام استفاده کنم.
🐥: حالم بهم خورد بابا.
🐿: خفه شو بذار بچه لاس بزنه.
ات خندید.
+آدم پیش شما پیر میشه از خنده.
بعد رو کرد به کوک، دستشو گرفت:
+پول میگیرما.
_ بدجنس.
و همه با هم خندیدن…
- ۵۲۱
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط