سخت‌ترین دردِ مردم،

سخت‌ترین دردِ مردم،
فقط خالی‌شدنِ سفره نیست…
عادی‌شدنِ رنج است.

اینکه آدم‌ها
هر روز با نگرانی بیدار شوند،
قیمت‌ها را نگاه کنند،
آینده را مبهم ببینند،
و وانمود کنند «همه‌چیز عادی‌ست»،
یعنی جامعه وارد فرسایشِ خاموش شده است.

مردم وقتی خسته می‌شوند
که احساس کنند
کسی صدای واقعی‌شان را نمی‌شنود.

نه هر اعتراضی دشمنی‌ست،
نه هر گلایه‌ای سیاه‌نمایی.
بعضی دردها فقط می‌خواهند دیده شوند.

کشور با فشارِ دائمی دوام نمی‌آورد؛
آدم‌ها
به کمی امید،
کمی ثبات
و کمی احساسِ عدالت نیاز دارند.

مردم هنوز ایستاده‌اند…
اما دل‌های خسته،
بیشتر از همیشه
به فهمیده‌شدن احتیاج دارد.

✍️ به قلمِ: بهرام محمدی

معمارِ پارادایمِ «حد» در هندسهٔ قدرت و حکمرانی

📍 @bmlimit

🔗 https://wisgoon.com/bmlimit

ویسگون 🇮🇷 بدون فیلتر
دیدگاه ها (۰)

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤 پارت دوم «بعضی آدم‌ها از همان نگاه ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

قرار ساختگی واقعی

رمان انتقام ازدواج کامل

│ زخمِ نسلِ فردا │╰────────────────────────────╯مشکلاتِ امرو...

│ فرسودگیِ تدریجیِ جامعه │╰───────────────────────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط