شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد.

شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد.
به بهلول گفت:
هیچ شباهتی بین من و تو هست؟
بهلول گفت:البته که هست.
مرد ثروتمند گفت:
چه چیز ما به همدیگر شبیه است؟

بهلول جواب داد:
دو چیز ما شبیه یکدیگر است،
یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است
و
دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است.
دیدگاه ها (۴)

از96 ماهی شما 55 تا غرق شد چند تا ماهی دارید؟...بله؟؟ مشغول ...

یک هنرمند خوش ذوق به نام کارل وارنر توانسته با مواد خوراکی پ...

یه خبر فوری دیگه :این بارندگی ها ی اخیر بخشی از بارندگی های ...

سیل در ایرانبه احترام همه هموطنانمان یک دقیقه سکوت و بعد فات...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت چهار.صدای خنده ی مرد تو اتاق پی...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت هشتم: نفرینِ دودات با صدای خ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو میکا_____صدای قدم...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

🖤 پارت نوزدهم | گروگانصدای ماشین‌ها نزدیک‌تر می‌شد.جونگکوک د...

P¹⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط