#دلنوشته ❤

#دلنوشته ❤

ابر دلتنگی تمام اسمانم را گرفت
باز باران غم و اندوه جانم را گرفت

در مسیر عاشقی تا پای جان رفتم ،نشد
بیقراری های دل تاب و توانم را گرفت

خواستم از نامرادیها بنالم باز هم
بغض بی صاحب ولی راه دهانم را گرفت

جای شادی در کنار دلبری شیرین سخن
حسرت و آه و پریشانی جهانم را گرفت

روز را شب کردم و در انتظار وصل یار 
شعر گفتن با خیالی خوش زمانم را گرفت

#عاشقانه
#دلتنگی
#ستایش_قلب_سربی
❤✨❤✨❤✨❤
دیدگاه ها (۰)

ابر دلتنگی تمام اسمانم را گرفت باز باران غم و اندوه جانم را ...

تا بغض میگیرد گلوی نیمه جانم راپر میکند گنجشک زخمی آشیانم  ر...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

#متن_خودم#دلتنگی_ات_آقا_جان ❤ بخدا آقا جان دلتنگی ات نه در آ...

سید مجتبی شجاعی

باذن الله ... بسم الله ...من ریزه کاری های بارانم و در سرنوش...

خدا نکند روی اعلامیه ما بنویسند: مرحوم مغفورویامرحومه معفوره...

فریبا اسلامی

بهروز پیری شاعر کوهدشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط