او "فاطمه" بود ؛

او "فاطمه" بود ؛
در مسیر حقیقت ..
در لا به لای بیانیه ها و کُتُبِ جوامع بین المللی ،
کشتن فاطمه نقض قوانین است ؛
ممنوع است !
در قوانینِ نانوشته حقوقِ بی بشر اما
کشتن فاطمه ها ، افتخار دارد ..
سر بریدنِ حق ، افتخار دارد !
در دنیای ان ها ، هدایت یک پهپاد به سمت ماشینی که فاطمه و حاج علی در آن هستند ، سرگرمی‌ست ..
خنده ایست ، به ریش و ریشه نداشته قوانین بین الملل ..
فاطمه و هزاران فاطمه ی دیگر ؛
به دلیلِ فریاد حقانیت ؛
و به دلیل ثبت قاب های این دنیای بی درد ؛
به دردناک ترین شکل ممکن قربانی شدند .
فاطمه رفت ؛
اما دوربینِ به خون آغشته ی او امروز در دست من است
دوربین او امروز در دستِ ماست ..
همه ی ما فاطمه ایم ..
.
تو،فاطمه ی عزیز!
صدای حق و حقیقتی که بیداری امروز
مردم دنیا و هم دردی و هم راستایی با
فلسطین و ایران و لبنان نتیجه ی تلاش
و مدیون تو،
خون تو،
و دویدن های شبانه روزی ات است!
صدای حق و مظلومیت باخون و باروت
و ذبح حنجره ها خاموش نمیشود؛
این را زینب کبری به ما یاد داد...
شهیده ی مظلومه،
سلام مارا به اول مبلغ کربلا برسان!✋🏻
دیدگاه ها (۰)

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

مرد بی رحم

عنوان سناریو: بازی جاسوس

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط