چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست

چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست
هیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست

بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است
که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست

مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است
عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست

چشم در چشم من انداخته ای می دانی
چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست

هیچ دیوانه ای آن قدر که من هستم نیست
چون که اینگونه شبیه تو کسی شیدا نیست

مَردُمِ سر به هوا را چه به روشن بینی!؟
ماه را روی زمین دیده ام آن بالا نیست.
دیدگاه ها (۷)

یکشنبه است،بوی غزل می دهد تنتبوی گلاب،بوی عسل می دهد تنت در ...

لطفا...دلم را ببر!هر جا خواستیهر سمت خواست!ببرش توی دل پاییز...

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگیستبازوانت را درآغوشم بگیرم...

امروز لبخندت را به کسی هدیه بده،ممکن است لبخند تو تنها درخشش...

مردی که در کنارم بود

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

❤️#خانه€پدر_مادرتنها خانه‌ی که هواش هیچ وقت دلگیر نیست..بعد...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

بسم الله الرحمن الرحیم زندگی واقعی :زندگی واقعی فقط لحظه ای...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط