*

*
یک روز به خانه برمیگردی
در حالی که خودت را
در خانه ی مردی که دوستت ندارد
جا گذاشته ای...
*
فراموش کرده ای چطور باید گریه کنی،
دست هایت را گشوده ای
تا کسی که نیست را در آغوش بکشی!
آینه ها تو را انکار می‌کنند
و فکر میکنی به اینکه
دلت بیشتر از هر کسی
برای خودت تنگ می شود...
*
چیزی جز نفس کشیدن برایت نمانده است
هربار که
عطری آشنا...
جنازه ای را از زیر خرابه های خاطراتت بیرون میکشد،
تو لبخند میزنی،
و میدانی...
زنی که دست به قتل عام موهایش زده
چیزی برای از دست دادن
ندارد
دیدگاه ها (۵)

.

حالش بده_ مهم نیست ! پشیمونه_ مهم نیست ! میخواد برگرده پیش...

ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻨﺮﻭﺯﺍ ﻏﻢ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻨﺪ ...........ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﮐﻢ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻨﺪ ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

🔻۴ متهم به قتل شهید حمیدرضا رجب‌زاده دستگیر شدند🔹پس از اعلام...

تو...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط