خَنده ام میگیــــرَد

خَنده ام میگیــــرَد

وَقتی پـَـــس از مـُـدَت ها بی خَبری

بی آنکه سراغی از این دِل آواره بگیری

میگویی : دِلم بَرایت تنگــــ است ..

یا مَرا بــه بازی گرفته ای

یآ مَعنی واژه هایَت را خوب نِمیدانی

دِلتَنگی ات ارزانی خودَت !!


@Hossein_juana
دیدگاه ها (۸)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

وقتی لب تو خنده زد

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط