من می خواستم بمیرم برات.

من می خواستم بمیرم برات.
می خواستم کسی باشم که بهت میگه عین پیرهن آبیت بهت میام.
می خواستم باهات سینما برم.
می خواستم ببوسمت.
می خواستم باهات گیر بیفتم.
می خواستم بوی گردنم روی پشتی صندلی ماشینت بمونه.
می خواستم بهت بگم « خیلی از اون روزا گذشته ولی من هنوز میخوام بمیرم برات».
می خواستم روم بشه با ابروهای شلخته جلوت بشینم.
می خواستم روم بشه آدامس بترکونم.
می خواستم توی اینه ماشینت رژ لب بزنم.
می خواستم باهات دریا برم:)



نــشد
نـــشد : )
دیدگاه ها (۱)

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

dark life = 33

چند پارتی جونگ کوک

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیا.ت: «کوکی… باید باهات حرف بز...

### Start Again (33)سه روز دیگه هم گذشت.و اوضاع نه‌تنها بهتر...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

wes2Part 3ویلیام: بچها حواستون رو جمع کنید قراره هفته اینده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط